پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388- 7:40 - من
سلام دوستان ديروز تولد ۳۲ سالگي گل آقا جونم بود و ما ديشب يك تولد خانوادگي گرفتيم. البته خانوادگي يعني همه خانواده من و گل آقا يعني ۲۰ نفر (با عروسا و دومادا و نوه ها همه ما ميشيم ۲۰ نفر). اولش كه به گل آقا گفتم برات تولد بگيريم مي گفت نه امسال تولد نمي خوام و خسته ميشي و ... ولي من گفتم نخير چون اين اولين تولد تو خونه خودمونه و آخرين تولد دوتايي بودن ماست من دوست دارم تولد بگيريم. براي پذيرايي هم سالاد الويه و سالاد فصل و دسركدو و چند جور ژله و كيك و ميوه و مخلفات داشتيم و بسيار به ما و همه خوش گذشت و مقاديري هم كادو دريافت نموديم. من هم براي گل آقا جونم يك جفت كفش بسيار باحال خوشرنگ خوشل خريدم كه كلي ذوق نمود. آها امشب هم جشن نامزدي پسرخاله گل آقا دعوتيم. چند روز پيش هم رفتم موهامو كوتاه كردم كه بهم مياد و خودم دوست مي دارم ولي گل آقا جونم كمي شاكي شد. گل آقا جونم تولدت مبارك عزيزم انشاله تولد صد سالگي با شادي و سلامتي و سالهاي خوش با هم بودن.
+ |
یکشنبه نوزدهم مهر 1388- 7:20 - من
سلام مي دونيد چرا برام سخت بود اينجا بنويسم؟ چون باورش براي خودم هم كمي سخت و غيرمنتظره بود. برنامه من براي بچه دار شدن براي امسال نبود ، دوست داشتم سال ديگه كه شرايطش برامون بهتر ميشه بچه دار هم بشيم. ولي خب كمي شل گرفتم و هنوز در نوسان انتخاب يك روش تقريبا مطمئن كه اينجوري شد. البته هميشه وقتي بچه هايي رو مي ديدم كه اختلاف سني كمي با پدر و مادرشون دارن يا مامانايي كه زود ازدواج كردن و چندين سال تجربه زندگي مشترك و يك بچه بزرگ دارن و اصلا بهشون نمياد و كلي هم سرحال و پر انرژي هستن، با خودم مي گفتم واي اگه ما همين الان هم بچه دار بشيم اختلاف سنيمون باهاش تقريبا زياده و اينكه اصلا حال و حوصله بچه داري رو وقتي سنم بالا بره دارم يا نه؟ فكر مي كنم اين قضيه تقريبا براي اكثر خانمهايي كه مثل خودم از اول سرشون توي درس و مشق بوده و توي سن پايين ازدواج نكردن وجود داره. خب مثلا خودم خانمي رو مي شناسم كه وقتي 20 سالش بود ازدواج كرد و الان يك دختر 4 ساله داره و امسال يك رشته اي قبول شده همين دانشگاه آزاد شهرمون و تازه مي خواد درس بخونه ولي خود من همون سال اول دانشگاه دولتي قبول شدم و با يك سال فاصله از فارغ التحصيلي براي ارشد و همزمان سركار هم رفتم و تقريبا همزمان با دفاع پايان نامه ازدواج كردم و .... البته طرز فكر آدمها و تعريفشون از زندگي يك دنيا با هم فرق مي كنه و قصدم مقايسه نيست. يك وقتايي هم كل قضيه بچه دار شدن رو مي بردم زير سوال كه مثلا حالا اگه دونفر با همديگه زندگي عاشقانه و خوشي دارن و هيچ خلايي توي زندگي احساس نمي كنن، اگه اصلا بچه نداشته باشن (يعني خودشون نخوان) مشكلي پيش مياد؟ مثلا ممكنه در آينده كه پير شدن حسرت بخورن كه چرا بچه دار نشدن؟ اينكه ميگن اميد به زندگي با داشتن بچه زياد ميشه درسته؟ قبلا هم كه گاهي به ني ني سايت سر مي زدم مي ديدم اونايي كه دعا ميكنن و غصه مي خورن و نذر و نياز و عمل و درمان براي بچه دار شدن!؟ با خودم فكر مي كردم چرا خب؟ چرا اينقدر براشون مهمه؟ مگه اول كه ازدواج كردن به نيت داشتن بچه بوده؟و هيچوقت دركشون نمي كردم و از خدا مي خواستم كه هيچوقت كار ما به اينجور كارا نكشه و اگر خودش صلاح مي دونه در بهترين شرايط اين نعمتو به ما بده. خب ولي همه اينايي كه گفتم دليل نميشه كه از خدا براي اين نعمتي كه به ما عنايت كرده تشكر نكنم و از تپيدن قلب يك موجود كوچولو توي وجودم كه ثمره عشق من و گل آقاست، خوشحال نشم. مخصوصا وقتي چند روز پيش توي سونوگرافي ديدمش و دكتر كه يك نقطه كوچولو رو نشونم داد و گفت ببين اين قلبشه و وقتي پرسيدم مشكلي كه نيست دكتر مهربون گفت نه خيلي هم سلام مي رسونه! يك لحظه اشك توي چشام جمع شد. ديگه اينكه گل آقا هم خيلي خوشحاله و خيلي هم هواي منو داره. كلا خانواده گل آقا خيلي بچه دوست هستن و بچه ها هم خيلي خوب با گل آقا رابطه برقرار مي كنن چون باهاشون بازي مي كنه و كنار مياد. همينجا از خداجون ميخوام كه به من كمك كنه كه بتونم از به خوبي از عهده اين مسووليت بزرگ بربيام و مامان خوبي بشم. و بازم از خداجون ميخوام يك ني ني سالم و خوش اخلاق به ما بده. از همه دوستاي مهربوني هم كه بهم تبريك گفتن تشكر مي كنم و اميدوارم به آرزوهاتون برسيد.
+ |
شنبه هجدهم مهر 1388- 9:38 - من
سلام چرا اينقدر برام سخت بود كه اينجا براتون بنويسم خانواده دو نفره من و گل آقا داره سه نفره ميشه؟ پی نوشت: از همه دوستایی بهم تبریک گفتن متشکرم امیدوارم همیشه شاد و سالم باشید و به همه آرزوهاتون برسید. مرسی
+ |