سه شنبه سیزدهم اسفند 1387- 9:26 - من
سلام دوستان خوبيد؟ منم خوبم. امروز حتما يك روز خوبه! چون من به سختي از رختخواب جدا نشدم و الان هم خوابم نمياد و چشام اندازه فندق نشده! از پنجره اتاقم كوهها رو مي بينم كه برف ديشب سفيدشون كرده و پرنده ها كه پرواز مي كنن. امروز يك روز آفتابي درخشانه! خب روزها به سرعت برق و باد داره مي گذره و دوباره داره عيد ميشه! انگار همين ديروز بود نوروز سال 1387! به نظرم امسال خيلي زود گذشت ولي خدارو شكر براي من و گل آقا سال خوبي بود، با همديگه تجربه كرديم، همديگه رو شناختيم و با همديگه داريم زندگيمونو مي سازيم. اميدوارم سال جديد كه براي ما شروع زندگي مشتركمون هم هست سال خوب و پر بركتي باشه. خب در احوالات خونه و زندگي اينكه ديروز بالاخره يخچال و ماشين لباسشويي رو هم آورديم خونه. يخچال بوش سايد سفيد با در و بار نقره اي و لباسشويي هم سامسونگ خريديم. واي يخچال اينقدر سنگين بود و در آشپزخونه هم كمي كوچيك كه گل آقا جونم وداداشش به سختي تونستن ببرنش داخل و از ديروز دست گل آقا جونم درد ميكنه كه منم بهش دلداري دارم كه در راستاي اهداف زندگي مشترك اشكالي نداره و زودي خوب ميشه! خيلي از كارامونو انجام داديم ولي خب هنوزم كلي كار و خريد مونده كه توي فرصتي كه داريم بايد تمومش كنيم. آها راستي چند روز پيش رفتم پرو مانتو و شلوار و كت و دامني كه داده بودم بدوزن. مانتو و شلوارم خيلي خوب شده بود هرچند كه من موقع خريدن پارچه اش ترديد داشتم پارچه كرم طرحدار براي مانتو و ساده براي شلوارش كه كمي هم براقه، ولي خب خوشل شده و با ست روسري و كيف و اينا فكر كنم خوشلتر بشه. يك مانتو شلوار قهوه اي هم براي اينكه توي مكه بپوشم داده بودم كه اونم حاضر شده بايد برم بگيرم. ولي خب هنوز براي گل آقا جونم لباس عيد هيچي نخريديم همين روزها بايد بريم البته من يك كت و شلوار بسيار شيك براش ديدم، شايدم يك كت تك با شلوار كه اسپرت باشه براش بخريم هنوز نيدونم. ديگه همينا! براي گل آقا جونم: خيلي دوست دارم عشق من. اگه گاهي بهانه مي گيرم و دلگير ميشم به خاطر اينه كه وقتي كم مي بينمت دلم برات تنگ ميشه و فكر مي كنم ازم دور شدي. وقتي كه دلم ميگيره فقط بغل تو رو ميخوام عزيزم، باشه؟![]()
![]()
+ |
دوشنبه پنجم اسفند 1387- 10:2 - من
من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم در ميهماني ها به جاي شلوار، يك دامن تنگ كوتاه يا فون با صندل پاشنه دار بپوشم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم موهاي تميزم و درخشانم را روي شانه ام بريزم و در آينه خودم را نگاه كنم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم پيراهن آبي گل صورتي ام را بپوشم و نگاه تحسين گر همسرم را ببينم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم رژ لب و رژ گونه صورتي بزنم و با خوشحالي آن را با روسري سفيد و صورتي ام ست كنم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم ساعتها در خيابان قدم بزنم و فقط ويترين مغازه ها را تماشا كنم و شايد خودم چيزي نخرم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم ساعتها با زنان ديگر درباره رنگ لباس و روسري و كفش حرف بزنم بي آنكه خسته شوم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم براي پيدا كردن چيزي كه در ذهنم است تمام فروشگاههاي شهر را بگردم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم در كمدم 20 جفت كفش رنگارنگ داشته باشم كه شايد سالي يك بار هم آنها را نپوشم! من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم همه عكسهاي دونفره مان را قاب بگيرم و به ديوار بزنم يا همه جاي خانه بگذارم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم همه جاي خانه شمع روشن كنم. من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم بارها جاي وسايل خانه را عوض كنم و هر بار فكر كنم اگر اين را يك اپسيلون آنطرفتر بگذارم، خيلي بهتر مي شود! من دوست دارم يك زن باشم؛ دوست دارم با دقت و وسواس براي كساني كه دوستشان دارم هديه بخرم و و كاغذ كادو را هم با همان وسواس انتخاب كنم و با ذوق كادوپيچ كنم. من دوست دارم يك زن باشم، من همه حسهاي زنانه ام را با تمام وجود دوست دارم. ![]()
+ |