+ |
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386- 13:24 - من
جبران خلیل جبران رو حتما می شناسید، یک قطعه زیبا درباره ازدواج توی کتاب عشق، خنده، زندگی داره: ازدواج یگانگی دو روح در بستر عشقی سوزان برای پایان دادن به جدایی است. ازدواج وحدتی است متعالی که واحدهای جدا از هم را در دو روح جدا ذوب می کند. ازدواج حلقه ای است زرین در زنجیری که آغازش یک نگاه و پایانش جاودانگی است. ازدواج بارانی است پاک که از آسمان پاک می بارد تا طبیعت خداوندی را بارور و متبرک سازد. قشنگه نه؟ نظر شما چیه؟ ازدواج قشنگه مخصوصا اگه همسفرت با تو همراه و همدل باشه. هر چند که گاهی اختلاف نظرهایی پیش میاد ولی بازم به نظرم ازدواج قشنگترین و عجیبترین رابطه بین دو نفره. فکرشو بکنید اینقدر با یک نفر عجین میشی، اینقدر برات مهمه، اینقدر دوستش داری، از همه چیز هم خبر دارید، اینقدر چیزای مشترک دارید، اینقدر توی سر و کله هم می زنید، اینقدر قهر و آشتی، اینقدر.................... ولی چی؟ بازم از همه دنیا بیشتر دوستش دارید و براش می میرید گل آقا جونم همسفر زندگی من، همیشه دوست دارم![]()
![]()
+ |
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386- 14:0 - من
چرا اینقدر خسته و بی حوصله ام؟ شاید به خاطر این درد ماهانه مسخره باشه دیشب هم همش کمردرد داشتم و بی حوصله بودم رفتیم که بخوابیم همینجوری که داشتم غر می زدم گل آقا یه ذره نازم کرد و بالاخره حوصله اش سر رفت گفت خب یه قرص بخور! من خودم هر ماه حتما باید یکی دوتا پروفن بخورم این ماه هم یکی دیروز صبح خورده بودم ولی خب شب دردش در حد قرص خوردن نبود و از طرفی اگه دردش غیر قابل تحمل نباشه سعی می کنم نخورم چون میگن پوکی استخوان میاره و من همینجوری هم زانودرد دارم. خلاصصصصصصصصصصصصصصه گل آقا گفت غر نزن یک قرص بخور منم گفتم نخیر نمی خوام بخورم و پشتمو کردم به گل آقا (شما بخونید خواستم کمی هم خودمو براش لوس کنم!) فکر می کنید گل آقا چکار کرد؟ یک توصیه به آقایون محترم:حتما یک کتاب خوب درباره تغییرات هورمونی ماهانه خانمها و اثراتش روی خلق و خو بخونید.چون شما آقایان محترم اونو تجربه نمی کنید بنابراین شاید نتونید به درستی حال و اوضاع ماهارو در این زمان بفهمید. حالا فکر کنید اگه همین آقایون محترم هر ماه این مشکل رو داشته باشن چی میشه؟!رختخواب پهن می کنند و به همه میگن آهاهاهاهاهایییییییییییییییییییییییییییی! مردم از درد! پیوست: امروز گل آقا نیست من باید با این حال نزارم خودم برم خونه پیوست ۲: این همکارم اینقدر حرف میزنه (همونی که قبلا هم گفتم) گاهی اوقات میخوام بهش بگم بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه!هیس!![]()
هیچی قشنگ بالشتشو زیر سرش بغل کرد و گرفت خوابید!!!!!!!!!!
منم هم از درد ، هم اینکه لجم گرفته بود تا 1ساعت بعدش همینجوری بیدار بودم و این پهلو اون پهلو می شدم تا نفهمیدم کی خوابم برد، باز ساعت 5/4 بیدار شدم و نیم ساعتی بیدار تا خوابم برد و 45/6با زنگ ساعت به زور بیدار شدم و تا گل آقا رو هم بیدار کردم دیگه دیر رسیدیم سر کار.![]()
![]()
+ |
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386- 10:41 - من
سلام
امروز تولد ۲۳سالگی خواهرجون منه! خواهر جون تولدت مبارک!
دیروز با گل آقا جونم رفتیم یک کفش کتونی خیلی خوشل که خواهر جونم قبلا گفته بود دوست داره براش خریدم. طوسیه با خطهای قرمز. امشب کیک و میوه و شمع و کادو و تولد کوچولوی خانوادگی به راهه، همتون دعوتید.
شلوار گل آقا جونمو هم دادم بدوزن
گل آقا جونمو هم خیلی خیلی دوست می دارم
هر چند که گاهی اوقات لج منو در میاره![]()
+ |
تشعشعات مهماني !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه دهم بهمن 1386- 12:25 - گل آقا
ميدونيد من ذهن خيلي فراموشكاري دارم و خيلي چيزها زود يادم ميره اما جديدا متوجه شدم بعد از هر مهماني كه من با خانومي ميرم خودم بايد آماده كنم براي يك ناراحتي ![]()
نميدونم چرا ولي خيلي غم انگيزه نه !!!!
از ناراحتي يك قليون بزنيم

+ |
شنبه ششم بهمن 1386- 13:32 - من
آخ جووووووووووووووووووون! گل آقا جون جون جونی من توی راهه
دلم داره براش پر می کشه![]()
از سه شنبه درست و حسابی ندیدمش، سه شنبه من رفتم تهران، پنجشنبه که برگشتم اون رفت تهران برای یک کار اداری که انشاالله درست بشه، حالا هم توی راه داره بر میگرده. از وقتی ازدواج کردیم این بار اولیه که اینقدر ندیدمش دلم براش یه ذره شده. البته قبلش که هنوز عقد نکرده بودیم به یک هفته هم کشید، اونم وقتی که برای مسابقات رفته بود ازبکستان. وای اینایی که دانشجو هستند و ازدواج می کنن یا مجبورن از همسراشون دور باشن چی می کشن؟
خدایا همه عاشقها رو به هم برسون و هیچوقت بینشون فاصله ننداز![]()
گل آقا جونم عاشقتم دوست دارم یه عالمه ![]()
+ |
چهارشنبه سوم بهمن 1386- 10:3 - من
سلام
من تهرانم توی دانشکده دور از گل آقا
دلم براش شده یه ذره
اینجا دارم یخ می زنم
تلفنش هم نمی دونم چرا وسط حرف زدنمون خاموش شد![]()
+ |
دوشنبه یکم بهمن 1386- 13:42 - من
سلام
بعد از یک غیبت طولانی اومدم
آخه میدونید هنوزم مشکل سرما توی اتاق من حل نشده و من همچنان بعد از تعطیلاتی که به خاطر سرما بود بازم آواره بخش دیگه هستم
و اونجا با اینکه اینترنت هم هست ولی راحت نیستم که بنویسم.
چند روز تعطیلات برفی و سرد با گل آقا رفتیم اطراف گشت زنی. آخه طبیعت اطراف شهر ما دیدنیه همش کوه و برف و دریاچه و قشنگی. دلم می خواست عکساشو هم بذارم که فعلا فرصتش نیست اولین فراغ بال که داشتم میذارم براتون که شما هم کیف کنید![]()
فردا هم من دارم میرم تهران برای کارای فارغ التحصیلیم که از مهر که دفاع کردم مونده.
فعلا بای
پی نوشت: الان گل آقا جون با دوستاش رفت بیرون گشت و گذار. اومد سویچهای ماشین و داد به من بهش گفتم اگه وقتی برگشتی بگی معده ام درد میکنه من می دونم و تو!
آخه وقتی بیرون میره هله هوله می خوره معده اش هم که خرابه دیگه................
+ |