تبليغاتX

گل آقای خوشحال

یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386- 12:8 - من

مامان و بابای گل آقا امروز از مکه میان. حسابی خوش به حال گل آقا شده! قبلا گفتم که گل آقا خیلی مامانیه

گل آقا جونم چشمت روشن عزیزم

انشاالله قسمت بشه خودت هم به زودی بری مکه، میدونم که خیلی خیلی دوست داری.

راستی امروز گل آقا در یک اقدام باورنکردنی موفق شد برای هردوی ما ماموریت بگیره که بریم تهران. چون من برای پایان نامه باید برم خودش هم کار داره. ولی اینکه رییس جون به هردوی ما همزمان ماموریت داد خیلی عجیبه

البته البته هیچ کاری از گل آقا بعید نیست. با زبونش مارو از توی سوراخ میکشه بیرون. منو هم همینجوری عاشق خودش کرد دیگه! باور کنید گل آقا مااااااااااااااااااااااهه! ماه!

+ |


ماه رمضان و....

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386- 11:20 - من

امروز سه روز میشه که گل آقا داره روزه میگیره ولی من هنوز روزه نگرفتم. امسال تنبل شدم به گل آقا میگم تقصیر تویه ها! منو گمراه کردی!!!!! گل آقای طفلکی میگه این روزا مشکل دوش گرفتن داریم! آخه خونه ما روش نمیشه بره دوش بگیره. زشته خب! امروز با یک کارآگاه بازی گل آقا دوش گرفت که نگو! 

ولی خب گل آقا جونم ماه رمضون یک ماه که بیشتر نیست عزیزم

+ |


عشق و قلب !

پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386- 9:14 - گل آقا

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد.

جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت.

ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟

مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .

پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست؟

مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود...

+ |


یکشنبه هجدهم شهریور 1386- 9:52 - گل آقا

+ |


یکشنبه هجدهم شهریور 1386- 8:45 - گل آقا

ميدونيد بعضي كارها سخت نيست ولي خيلي سخته!

حتما ميگيد كه اين چه حرفيه؟!بهيتون ميگم كه يعني چي.

من آدم تنلي هستم و فكر ميكنم كه هر چي بلا سرم مياد از تنبليه !من نيميدونستم كه خانمي از دراز كشيدن من تو جمع حرص ميخوره يا .........

حالا كه دونستم ديگه اين كارو نيميكنم ولي اين سخت نيست اوني كه گفتم زندگيه كه خيلي سخته .

يعني بايد خيلي كارهارو بكني خيليهارو نكني خيلي جاها بري خيلي جاها نري خيلي چيزهارو بخوري خيلي چيزهارو نخوري و.....................................

ولي زندگي هم مثل همه كارهاي ديگه قانون داره كه اگه اون رو انجام بدي خيلي اسونه واما قانون اون چيه؟

هركاري ميكني فقط بخاطر عشق باشه

من هم سعي ميكنم كه هيشه اين جوري باشم

دوست دارم عزيزم به اندازه همه دنيا

 

+


شنبه هفدهم شهریور 1386- 12:12 - من

خیلی بده که حرف زدن برای آدم سخت باشه. من از اون آدمهایی هستم که حرف زدن برام سخته

حرف نزدن گاهی باعث سوءتفاهم میشه. تا حرف نزنی طرف مقابلت نمی فهمه چته یا چی شده؟ یه جایی خوندم توقع نداشته باشید طرفتون پیشگو باشه و بدون اینکه چیزی بگید بفهمه چرا ناراحتید!

سعی می کنم از این به بعد حرف بزنم و گریه نکنم. سعی می کنم.

گل آقا خیلی ماهه ولی توی یک رابطه دوطرفه همیشه وقتایی هست که آدمها از همدیگه دلخور میشن و فکر می کنن طرف مقابل بهشون بی محلی کرده. و جالب اینکه هر کسی فکر می کنه حق با خودشه!!!!

گل آقا من از دستت خیلی عصبانی و دلگیر بودم و فکر کردم دیگه مثل قبلن ها برات مهم نیستم. آخه چرا وقتی همه کنار خانوماشون نشستن تو همش وسط خونه درازکش یا خوابی؟! بعد هم میگی من نمی تونم بشینم!!!!!!!!! یا از راه که رسیدی شروع به بازی با بچه ها می کنی در حالیکه من دوست داشتم بشینی کنار من و با هم حرف بزنیم که کجا بودی و چکار کردی و .... پس اگه ما خودمون بچه داشته باشیم دیگه حتی حال منو هم نمی پرسی!!!!!!!!!!!!!!

ولی من دوست دارم هرروز رابطمون بهتر باشه، عاشقتر باشیم و زندگی خوبی بسازیم. دلم می خواد بعد از اون همه کشمکش که برای ازدواج داشتیم پیش همه سربلند باشیم و زبونمون دراز باشه که: آهای ببینید ما اشتباه نکردیم.

گل آقا همیشه دوستت دارم و معذرت اگه ناراحتت کردم

+ |


شنبه هفدهم شهریور 1386- 7:33 - گل آقا

یک وقتهائی آدمها از عشقشون دلگیر میشند

خانمی از دست من خیلی عصبانی بود ولی من بهش قول دادم که دیگه اذیتش نکنم چون طاقت ناراحتیشو ندارم .

خانمی هم حتما من و میبخشه چون خیلی مهربونه .

خانمی دوست دارم اندازه همه دنیا

+


نتایج ارشد

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386- 12:54 - من

امروز نتایج ارشد دانشگاه آزاد اعلام شد ولی حیف گل آقا با ۵ تا اختلاف قبول نشده.

اشکال نداره گل آقا جونم امسال مثل معلمهای بداخلاق مواظب می شم که بخونی که حتما قبول بشی

شایدم اصلا تکمیل ظرفیت قبول شدی عزیزم. خدا کنه

+ |


تعطیلات 3 روزه

شنبه دهم شهریور 1386- 13:6 - من

مامان و بابای گل آقا ۴ روز پیش رفتند مکه. پیش خودمون بمونه گل آقا خیلی مامانیه!  این ۳ روز تعطیلی مثلا من می خواستم کارای پایان نامه امو انجام بدم که غیر از یه ذره روز اول دیگه هیچ کاری نکردم. یه کم رفتیم گردش و بعدش خونه گل آقا اینا. دیشب هم گل آقا آشپزی کرد کباب با مخلفات. آشپزی گل آقا ۲۰! برعکس من که زیاد بلد نیستم. خلاصه شام رفتیم بیرون و خوش گذشت فقط یه ذره هوا سرد بود البته برای من سرد بود نه گل آقا. چون اون برعکس من خیلی گرماییه.

راستی ما یه توافق کردیم وقتی رفتیم خونه خودمون گل آقا آشپزی کنه با هم بخوریم!!

+ |


نمکدون های با نمک!

سه شنبه ششم شهریور 1386- 13:40 - من

از این نمکدون ها تا حالا دیدین؟

دو تا آدم که همدیگه رو بغل کردن. با نمکن نه؟

نمکدون های با نمک!

+ |


سه شنبه ششم شهریور 1386- 12:17 - من

مجنون منم

وقتی نگاهم می کنی آنقدر زیبا می شوی

کاهسته در رویای من خاتون دنیا می شوی

با آنکه یوسف نیستم تا در دلت جا خوش کنم

اما نمی دانم چرا گاهی ذلیخا می شوی

در زندگی بخشیدنت اعجاز عیسی می کنی

درعهد و پیمان بستنت هر شب یهودا می شوی

بودای من آخر چرا در اوج بودا بودنت

با من چنین اهریمنی وقتی اهورا می شوی

خسرو کجا؟ شیرین کجا؟ وامق کجا عذار کجا؟

اینجا ولی مجنون منم وقتی تو لیلا می شوی

وقتی که شیطان می شود سلطان و من محکوم او

آئینه ای از آیه انا هدینا می شوی

+ |


من و گل آقا از اولش!

شنبه سوم شهریور 1386- 12:31 - من

من و گل آقا تقریبا ۲ ماهه که ازدواج کردیم. البته قبلش ۱ سال با هم آشنا بودیم. یعنی اولش همکار بودیم، من تازه رفته بودم سر کار ولی گل آقا ۵ سالی می شد کار می کرد. خلاصه من سرم به کار خودم بود، مخصوصا که ترم اول ارشد هم بودم و کار و درس با هم خیلی خسته ام می کرد. ولی گل آقا از همون اولش هم مهربون بود یعنی با همه مهربون و خوش اخلاق بود. همه دوستش داشتند ( نه که فکر کنید منم دوستش داشتم!!!!!!!!!اصلا و ابدا!!!!!!!!!!۱

۱۰ ماهی گذشت..................

ادامه دارد.....

+ |